ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
40
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
گروها گروه به اسلام روى همىآوردند . غورك امير آنجا كه مسئول پرداخت جزيه مردم سغد به مسلمانان بود ، به اشرس به سبب از ميان رفتن جامعه جزيهپرداز شكايت برد . اشرس به ابن ابى عمر طه « 1 » والى سمرقند نوشت : « نيروى مسلمانان بر جزيهستانى تكيه دارد . من دريافتهام كه مردم سغد و همانندان ايشان به انگيزه دلبستگى به اسلام اين كيش را پذيرا نشدهاند . اينان تنها از براى گريز از پرداخت جزيه اسلام آوردهاند . بنابراين تنها كسانى را كه ختنه شده فريضهها را انجام مىدهند و اسلامشان ترديدناپذيرست و مىتوانند سورهاى از قرآن را بخوانند از پرداخت جزيه معاف دار ! » به ظاهر اين تفسير تحديدى از اسلام نيز نتيجههاى دلخواه را به بار نياورد . اشرس اختيارهاى ابن عمر طه را در زمينه گرفتن جزيه از او پس گرفت و مقامى مستقل ديگر را به كار برگماشت هنگامى كه ابو صيدا به جزيهگيرى اين مقام از نو مسلمانان اعتراض نمود ، او به اشرس نوشت كه مردم به راستى مسلمان شده مسجدهايى ساختهاند . در اين زمان دهقانان بخارا نزد اشرس آمده گفتند : « تو از چه كسى مىخواهى جزيهستانى ، چون همه مردم اينجا تازى شدهاند ؟ » اشرس به مأمور ماليات دستور داد كه از هر كس كه پيش از اين جزيه مىستدهاند جزيه بگيرد . چون از نو مسلمانان دوباره جزيه خواسته شد نزديك هفت هزار تن از سغديان نو مسلمان از اسلام روى برگاشته در جائى در هفت فرسنگى سمرقند گرد آمدند . ابو صيدا و گروهى از يارانش نيز به معترضان پيوستند . ثابت قطنه شاعر ، قهرمان دين ، دشمن كافران و سراينده شعرى مشهور كه در آن به شرح و دفاع از عقيده مذهبى مرجيان پرداخته بود نيز در ميان ايشان بود ، اشرس واليى نو به سمرقند گسيل داشت و او با ترفندهاى ويژه توانست ابو صيدا و ثابت قطنه را نزد خود كشانده آنان را به زندان افكند . شورش مردم سغد به زودى درهم شكسته شد . رهبران شورش دستگير و به مرو گسيل شدند و با ستمگرى هر چه بيشتر از سغديان
--> ( 1 ) . Amarrata , م .